أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

432

آثار الباقيه ( فارسى )

و در آتش انداخت و اين كار باعث شد كه نوحه و سوگوارى يهود دو برابر شد . شرع عيد حنكه شب بيست و پنجم اين ماه اول عيد حنكه است و معناى اين كلمه پاكيزگى است و اين عيد هشت روز است و در شب اول اين عيد يهود به شماره ساكنان خانه در دهليز خانه يك چراغ مىافروزند و در شب دوم دو چراغ و در شب سوم سه چراغ تا آنكه بطور تصاعد در شب هشتم براى هريك نفر هشت چراغ شود و مىگويند مقصود از اين كار اين است كه روزبروز بپاكيزه كردن بيت المقدس و تقديس آن شكر و سپاسگزارى خداوند را زيادتر مىكنند و شرح اين قصه آن است كه اخشطينوس پادشاه يونانيان بر يهود غالب شد و هر عروسى را كه مىخواستند براى داماد ببرند او از سردابى كه براى اين كار فراهم كرده بود ، و دو ريسمان كه بهريك زنگ كوچكى آويخته بود ، يكى را چون حركت مىداد بايد عروس را بنزد او آورند و پس از آنكه عروس را ازاله بكارت مىنمود ريسمان ديگرى را حركت ميداد و عروس را براى داماد مىبردند و در بنى اسرائيل مردى بود كه هشت پسر و يك دختر داشت و مردى ديگر اين دختر را خواستگارى كرد ، پدر دختر داماد را گفت كه اگر من دختر را به تو بدهم نخست بايد كه اين پادشاه پليد او را ننگين كند و به تو نخواهد حلال گشت و اگر بخواهم ندهم از خشم و غضب او مىهراسم سپس ، روى خود را بسوى پسران كرد و ايشانرا سرزنش نمود ، يكى از پسران كه از همه خردسالتر بود برخاست و جامهء زنان پوشيد و خنجرى در زير جامه پنهان كرد بدربار پادشاه شتافت و چنين وانمود كرد كه روسپى است ، چون پادشاه آگاه شد ريسمان راست را به جنبش درآورد و او را بسرداب آوردند و هنگامى كه ميخواست با او خلوت كند نوجوان برجست و خنجر را كشيد و سر پادشاه را از تن جدا كرد و ريسمان چپ را حركت داد و با سر بريده از سرداب بيرون شد و سر را در ميدان بياويخت و بنى اسرائيل از اين امر خرسند شدند و به شماره اين برادران روزه داشتند . طيبث در سال ناقصه يك اول ماه دارد و در سال تام و معتدل دو غره دارد